آرایۀ حس آمیزی
حواس پنجگانه عبارتاند از: بینایی، شنوایی، چشایی، بویایی و لامسه.
بینایی: دیدن رنگ و...
شنوایی: شنیدن کلام، جواب، سخن، صدا و...
چشایی: شیرینی، تلخی، شوری و...
بویایی: بوهای مختلف مانند گل و...
لامسه: زبری، خشکی، تری، نرمی و...
حس آمیزی همانطور که از نام آن پیداست یعنی در هم آمیختن دو یا چند حس با یکدیگر.
راهکاری برای یادگیری بهتر؛ عبارتهای مشکوک به حس آمیزی را تعجبی و پرسشی میخوانیم اگر جواب منفی بود حس آمیزی دارد. (این راهکار با تمرین و تجربه زیاد به دست آمده است و تاکنون نقضی برای آن مشاهده نکردهایم.)
مثال:
1ـ «حرفهایم مثل یک تکه چمن روشن بود.»
مگر حرف روشن (یا تاریک) است؟! نه، پس حس آمیزی دارد.
روشن بودن حرف (روشن بودن حس بینایی، حرف حس شنوایی)
2ـ «از خون چو داغ لاله حصار دل من است / هر جا که بوی خون شنوی منزل من است»
مگر بو را میشنوند؟! نه، پس حس آمیزی دارد. (بو را میبویند، صدا را میشنوند!!)
3ـ «کس ندیدم که تلخی نشنیدیم ازو / گرچه با پیر و جوان چون شکر و شیر شدیم»
مگر تلخی شنیدنی است؟! نه، پس حس آمیزی دارد. (تلخی چشایی است!!)
4ـ «سزای توست چون گریۀ تلخ پشیمانی / که گفت ای غنچۀ غافل، دهن پیش صبا بگشا»
مگر گریه تلخ است؟! نه، حس آمیزی دارد.
5ـ «فرهاد شورانگیز اگر در پای سنگی جان بداد / گفتار شیرین، بیسخن در حالت آرد سنگ را»
گفتار مگر شیرین است؟! نه، حس آمیزی.
6ـ «گل بخندید که از راست نرنجیم ولی / هیچ عاشق سخن سخت به معشوق نگفت»
مگر سخن سخت است؟! نه، حس آمیزی.
7ـ «بوی دهن تو از چمن میشنوم / رنگ تو ز لاله و سمن میشنوم»
مگر بو و رنگ شنیدن دارد؟! نه، حس آمیزی
8ـ «کی شعر تر انگیزد، خاطر که حزین باشد؟ / یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد»
شعر تر (خیس) است؟! نه، حس آمیزی
9ـ «دل چاشنی گرفت از آن خندههای شور / آری نمک، لذیذ نماید کباب را»
خنده شور است؟! نه، حس آمیزی
10ـ «سخن که نیست در او استعاره نیست ملاحت / نمک ندارد شعری که استعاره ندارد»
سخن ملاحت دارد؟! شعر نمک دارد؟! نه، حس آمیزی
11ـ «با من به سلام خشک ای دوست زبان تر کن / تا از مژه هر ساعت لعل ترت افشانم»
سلام خشک است؟! نه، حس آمیزی
دیگر ابیات و عبارت:
12ـ «جان میرسد به لب، من شیرین کلام را / تا حرف تلخی از دهن یار میکشم»
13ـ «بوی جان از لبِ خندان قدح میشنوم / بشنو ای خواجه اگر زان که مشامی داری»
14ـ «آن بلبلم که چون کشم از دل صفیر گرم / بوی محبت از نَفَسم میتوان شنید»
15ـ «از این شعر تر شیرین ز شاهنشه عجب دارم / که سر تا پای حافظ را چرا در زر نمیگیرد»
16ـ «به ترانههای شیرین، به بهانههای رنگین / بکشید سوی خانه، مَه خوب خوش لقا را»
17ـ «به من نوبت نداد آن چشم پُر حرف / پس از عمری که راهِ حرف واشد»
18ـ «تلخ منشین شراب اگر داری / شور کم کن کباب اگر داری»
19ـ «رخ شاه کاووس پر شرم دید / سخن گفتنش با پسر نرم دید»
20ـ «شیرینتر از آنی به شکر خنده که گویند / ای خسرو خوبان که تو شیرین زمانی»
21ـ «آسمان، فریبی آبی رنگ شد.»
دیگر عبارت های دارای حس آمیزی:
رنگینی گفتار، شیرین سخنی، رنگ گفتار، دشنام تلخ، نالۀ سوزنده، رنگین سخنان، حلاوت سخن تلخ، حرف های روشن.